ابراهيم عاملي ( موثق )
453
تفسير عاملي ( فارسي )
71 [ با خبر باشيد : اين برترين و بزرگوارى از آن است كه ] روزى در پيش داريد كه هر كس با آنچه دلباخته ى او شده و پيشواى خود كرده حاضر شود [ آنگاه نتيجه ى فكر و كارش ] اگر به صورت نامه اى بدست راستش رسد ميخواند و [ آسوده مىشود ] چون بر كسى ستم نميرود 72 و آنكه در اين عالم كور دل است آن روز از همهء كورها تاريكتر و گمراه تر است 73 و تو را هم چه نزديك بود كه كافران بگردانند و بلغزانند و بگوئى جز آنچه به تو الهام مىشود و غير آن اظهار كنى تا دوست تو شوند 74 البتّه فقطَّ حفظ ما بود و گر نه [ ممكن بود كه ] اندكى دلت بسوى آنها ميرفت 75 كه در آن صورت گرفتارى سخت در زندگى و پس از مرگ براى تو بود ، و ياورى در برابر فرمان ما نداشتى 76 و نيز ممكن بود [ بدنبال معارضه ى با كافران ] دربدرت كنند و خود هم ز آن پس حلاوتى از زندگى نيابند و نابود شوند 77 ، البتّه اين روشى است كه با پيمبران پيشين بوده است و هرگز بآفرينش ما و خوى آدميان دگرگونى و تغيير نخواهى ديد 78 اكنون وظيفه ى تو است كه در فاصله ى نيمروز تا تيرگى شب نماز بخوانى و هم بصبحگاه كه چه خوب نمودار است بسپيدى صبح روشنى دل آدمى به نماز و قرآن او 79 و نيز بپاسى از شب هم به نماز برخيز كه زيادتيست ترا تا رفعت منزلت تو باشد و وصول تو بمقام عالى آفرينش 80 [ و هميشه روى دل با خدا كن ] و بگو : اى خدا بهر كجا پاى مينهم و بدر ميروم تو براستى و درستى بدار و [ بر همه كجيها و ستمها ] مسلَّطم كن و ياورم باش 81 و بمردم اعلام كن : حقّ آمد و باطل رفت كه اينرا سزاى نابودى است 82 چون قرآن كه ميفرستيم وسيله ى بهبودى بيمارى هاى دل است و رحمت حقّ و البتّه براى ستمگران و باطل طلبان زيان است و نابودى 83 چون خوى انسان است كه اگر خوشى ديد و نعمتى به او رسيد مغرور مىشود و پى باطل ميرود و اگر بد و ناراحتى ديد نااميد است و خود باخته 84 تو بگو تا مردم متوجّه باشند كه هر كسى [ چه حقّ جو و چه باطل طلب ] بر خوى خود و انديشه ى خود فكر و كار دارد و رفتار مىكند و بعالم ديگر سود و زيان آن به او ميرسد . و فقطَّ خداوند مى - شناسد آن را كه بهتر به راه راست [ و حقّ خواه ] است [ چنان كه نمونه ى دانش طلبى و حقّ